چرا زلف سياهت را زما ، پنهان داري ... نشانم ميدهيدهرشب. قرص ماه
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
چرا زلف سياهت را زما ، پنهان دارينشانم ميدهيدهرشب. قرص ماه ، دلارايي که مشتاقم زبانت را بفهم ، با مايي ؟نگاهت دلبري دارد ، فرح بخشي زيبايي به رخ گيسوفرورختي تودرجانم هويدائتورامستانه ميبينم. پريزادم ، پريرويي ! نميخوانم نگاهت راعجب صورتگري هستيتو در دلها پنهاني ، بهشت آرزوهايي مکن بازيگري باما ، به ...
به به مهتاب زلف تو را ، به زيرشانه افکند .... صدها ستاره رصد ،
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
به به مهتاب زلف تو را ، به زيرشانه افکندصدها ستاره رصد ، برتاره. شانه افکند باغ ازشکوفه پرشد ونسيم شانه زدبه شوق ديدن ، گل بلبل لب به ترانه زد چيدن گل نشان تولد غنجه است که غنجه بازشود ، به هواي لب تو به بوسه رشک بَردَ ، ستاره زمالب گزيدن به شرم ، ازحياي توبه يک نگاه تو چشم ، ستاره باران شدخوش آمد...
گريه کن اي دل تنگم ، برجفاي دل ما ....که به جا ماند رفيق ازتوآن
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
گريه کن اي دل تنگم ، برجفاي دل ماکه به جا ماند رفيق ازتوآن عهد و وفا من به باغ بودم و دلتنگي داشتم دلبرآمد و من ، به کجا کشتم برکاسبرگ گل ريخت ، اشک وقت وداع از ازل دوخته بودن ، به تنت نور سماٌ ما که دلتنگ تو وتشنه ي ، آواي شماميکشيم حسرت و ، گيريم دراين نغمه سرا نرويم روبه قفا ، سوي شما مينگريمعا...
غنچه تا لب بگشود ، روي گل پيداشد .... دُرلبهاي قشنگش ، خنده اي ز
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
غنچه تا لب بگشود ، روي گل پيداشددُرلبهاي قشنگش ، خنده اي زيبا شد چشم من آئينه و ، چشم تودرآن معنا شدچشم توصاعقه اي زد ، دل من شيدا شد نگه ات کردم و ، احوالت پرسيدمنگه ام کردي واسراردلم رسوا شد شعله ي چشم توچون صاعقه بردل ميزدمرغ دل درقفسم ، سوي شما پرمي زد دل به اميد ببستم ، که چه روزآيي !نا اميدي ...
ببين حال که بيمارم ، کجاست خانه ي دلبر .... مگردان رو ازما ،
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
ببين حال که بيمارم ، کجاست خانه ي دلبر مگردان رو ازما ، بيا پا ي دلم. دلبر يجورا بيکسم اما هواي ، تودارم شدم بازيگراما ، نقش نيست جانم ميان اينهمه نقشه ، فقط نقش تورا دارم ميان قاب اين سينه فقط عکس تورا دارم يجورايي خدا آخر ، ما را هم مي بخشه مکن بازيگري با د...
بازهم چشمم به سويي ، خيزشد .... قلب درگيرو ، پايم زمين گيرشد
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
بازهم چشمم به سويي ، خيزشدقلب درگيرو ، پايم زمين گيرشد اين نبرد برماچيره گشته و ، اما !چشمه ي چشم از ، اوسيراب نشد آه به ناز ، مي دوزم ، چشم به اوچهره ميپوشد ، داند. چه ميجويم زاو بوسه ميخواهم ازشراب لبشاومراديوانه ميخواند و ، بي آبرو فکريک لذت جاويدم ازاوخويش رابه سوزانم درتشويش او مست ، نازش ميخرم...
رفتن آن ياران مگر ، وفا نداشتن .... رفتن ومارا ، چرا تنها. گذاشت
-
تاریخ: 1395/11/16 ساعت: 2:23
رفتن آن ياران مگر ، وفا نداشتنرفتن ومارا ، چرا تنها. گذاشتن ؟ راهي جزاين گريزبرما نمانددرد اين عاشقي ، درسينه ماند رفتن ازاين وادي ، کجا !ماندايم جا دراين شهر جنون شسته ايم با اشک ديده ، لب راماندايم باسوزآه ، دردشت خون چشم ماگريان واوباچشم روشن ميگرختاوازاين خند دنيا ، بگذشت وگريخت ازملامتها بي وج...
به بام ايستاد ام شايد از دور ببينم ... افق ازشرق و ، از قبله نور
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
به بام ايستاد ام شايد از دور ببينم افق ازشرق و ، از قبله نورت ببينم پياده يا سواره لشکري است يوسف مايقين دارم تماشا مي کند ؛ ليلي يوسف ما هميشه ماه پنهان نيست پشت ابرها هويدا ميشود روزي ؛ عشق زهرا (س) غلام پير وجهان تشنه ي ؛ ديدارجانانبياجانا که آماده است ؛ تخت سليمان چراغان ميشود گوچه وباغها...
ه صد بهانه ناله ازغم زمانه ..... دوباره پرگرفتن ، عاشقانه
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
به صد بهانه ناله ازغم زمانه دوباره پرگرفتن ، عاشقانه زعاشقان زين ره چه گويم که نامشان به حله گشت نشانه بيا که عطرخاطرها شان به سبزه رنگ گل کشيده نشانه شکسته گرچه درکلوئ ساز ببين طنين نغمهاي پرواز تو اي بهشت آرزو هاشان ببين ترانه هاي شمع وپروانه به هدهد س...
نورآمد وآهسته به درختان باريد .... زمين به سقوط برک خنديد
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
نورآمد وآهسته به درختان باريدزمين به سقوط برک خنديد يلداي شب ، دوربودمبادآمد وبرتنم چرخيد بازکياه مرموزهوسدرنگاه درختم رويد... باززيبائ بي پرواييبازدلتنگي وبيمارئ وشيدائي کوسخن دل يار، حوصله کنبازهم درد ، شب تکراري پنهان شد ماه و، راه دوتا...غروب بي مده دريا زيبا نيست اين تنهايي نيزبگذرد غلام...
گرچه هرجاد ايي ، بين من وتوبسته نيست .... درحرف دلم قافيه ها ،
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
گرچه هرجاد ايي ، بين من وتوبسته نيست درحرف دلم قافيه ها ، مهمان من است به توازدل نوشتم ، که دلم گريان است پشت لبخند خدا ، غزلي خندان است ازتو بهانه بهتر ، درغزلم نديدم خوش روترازتواي گل ، دراين جهان نديدم اي قبله ي دل من ، عطر تورا گرفتم قبله نما ترازتو ، اي م...
من خدايي ازتو ميسازم ، خدا ..... درخيالم خانقايي ازتوميسازم خد
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
من خدايي ازتو ميسازم ، خدا درخيالم خانقايي ازتوميسازم خدا خيس ميشم زيرچتر پلکه چشمانم چرا ؟ دستم ومحکم گرفتم به دامانت ، خدا گفتم او راعاشقي کارآساني که نيست پرده پوشي ازرازها کارآساني که نيست آه شدم بندي زندان دنيا ، چرا ؟ اين همه تصويرزيباه ، زمستان است خدا من بجزتوهرشب مهمان رويا...
آن برتر آمد.... باطنين صدايش شکست .... آيينه فضا را.....
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
آن برتر آمد باطنين صدايش شکست آيينه فضا را.....وکهکشان تنهايي وظلمت را درهم شکست.....شهاب نگاهش پرده سياهي را دريدوهاله ايي از نور نقطه ايي را نشانه رفت.....مکه...!و ريگستان خاموشي راشکست.....ولالايي اندوه فرو ريختتراوش روشن نگاهش با زمزمه ي سبزالله آميخت .از تلاوت لب هايش آواي اميد جرقه زد.....در...
ايکه سقف ابرويت خانه ي عشق من است .... بيخبر.داني ، آن کمان دي
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
ايکه سقف ابرويت خانه ي عشق من است بيخبر.داني ، آن کمان ديدگاه چشم من است؟ مشکن آن طاق ابروچون پل قلب من است قول اگرمن بشکنم ، مثل آن توبه است ازغروب برگردم ، که تو طلوع کني زيرمهتاب آرزوهاي مرا ، تو روکني برميگردي يه روزو ، پل ميزني به آرزوم ميشود رسواغلام و، مرگ چشمان حسود غ....
برف آمد که ردپايت ، ميل شکارم کند.... درآغوش خيالم ، زمستان
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
برف آمد که ردپايت ، ميل شکارم کند.... درآغوش خيالم ، زمستان بهارم کند....بدعهدي ي. ما را ، تحمل کن يارا .... ميفهمي وميبيني ،حال غلام را .... گذرميکني ازما ، تمام عمررقصان .... فقط پائيزميفهمد ، خزان عمرگلها را....غ..ر..آ
خودم ميخوام برم ، خاطراتش نميزاره...
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
خودم ميخوام برم ،خاطراتش نميزاره...تظاهرميکنم رفتم ،عشق نميزاره... نمي ترسم ولي عاشق ،همش دلشوره داره ...دوروزي بگذره خاطراتش ،درسرم رژ داره ... به توگفتم که رفتم ،توراحت باش...تودورازمني عشقم ،راحت باش... نمياد کس بگيرد جاي تو ،دلشورهايم را ...چه خوب ازاوشناختم ،عشقم را... تودراحساس من هستي ،بيشتر...
زره زره رفت دلم ، دامن کشان ..... مي کند او مرا ، انگشت نشان
-
تاریخ: 1395/10/12 ساعت: 19:12
زره زره رفت دلم ، دامن کشانمي کند او مرا ، انگشت نشان گرنميخواهي بماني بادلممانده داغ دوريش ، رو دلم واي ازدل که با دست خودمرد پايش راچرا نابود کنم عشق که جايش ماند کنج دلماوشده يوسف و، ماندعشقش دردلم داره ميباره باران روي گونه هامازتوفرياد دارد ، اين مجنون دلم لحظ اي پيچيد صدا درگوشم گلمکي بيايدعطر...
گربگيرد اتصال ازگريه هاي نيمه شب ...... روشني راجسته ام ، ازعاشق
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 1:35
گربگيرد اتصال ازگريه هاي نيمه شبروشني راجسته ام ، ازعاشقي نيمه شب شاهدي دارم چودل سرگشته و ، رسوا اوستپرده برداشت برمن وخلوت سرايم ، نيمه شب چلچراغي در دل شب ، به دست آمد مرابرگرفت ازناله هاي نيمه شب بازعاشقي ديگرم ميل به آفتاب ومهتاب نيست چرا؟تا که درد آشنا شد نيمه شب ، با عاشقي نيمه شب بازدلبرطن...
تومي پيچي توي خاطراتم ...... گرفتار تو و ، آن لحظه هاتم
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 13:41
تومي پيچي توي خاطراتم گرفتار تو و ، آن لحظه هاتم طلبکارم توباش ازمن يه عمري بده کارتو و عهد و ، وفا تم ميان گل وبلبل و، فاصله فقط عشق ، وساطت ميکنه شده سنگين غم ، روي شانه ام نبايد به ديوارغم پشت کنم توگل هستي ، توي زندگيم چقدر ...
باز اين شب خاکستري چه بي صدا ازماگذشت...... ازتن ما ردشد و ، با
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 13:41
باز اين شب خاکستري چه بي صدا ازماگذشت ازتن ما ردشد و ، با سايه ها درهم شکست همدم لحظه هام ، سرود سازمن توايي شعله هاي غزل ، همدم شعرم توايي مي شوم دلگير ، اگرنباشي درغزل شب نشين قصه ي ، روياي شعروغزل توآسمان شعرمن ، تو اختر ترانه ايي با تو يکي ...