غزل
-
تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 17:46
درشب تاریک وسکوت ، پیدایت کردم درآسمان ملول دلم ، صدایت کردم میان دستم نگاه آبی ماه بود و ، یک جرعه امید دلم زنا امیدی ، بر نجهید تمام شب میان سینه ی من ، ستاره درخشید در دیده من بیادعشق ، سروسامان گرفتم xa0امان از دیده و ، این دل من هرآنچه دیده دید ، یاد تومی کرد هوس دورازغلام و ، یاد تومی کرد غ..ر...
سبزي ساقه که روح مرا ، نوازش ميکرد .. درد دل باسنگ ميکردم و ،
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 12:48
سبزی ساقه که روح مرا ، نوازش میکرد درد دل باسنگ میکردم و ، اوگوش میکرد مرده بودم همچوبرگهای ، خزان آن شراب روی او ، مدهوشم کرد میدمید دَم. به مردابِ ، رکهای تنم ازباده اومست و ، تن نوش کرد آن دّره بنفشی که ، حصارم کردبود در دَم بلبل دَمید وازخواب ، بیدارم کرد رنگ می باخت ومیکریخت ، سایه ها ازنورطلائ...
صداي انفجار وموج و ، ناله هاي من ..... مانده يادکاربه رسم ، دلبر
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:50
صدای انفجار وموج و ، ناله های من مانده یادکاربه رسم ، دلبری های من حرفهای توغزل وترانه های ، من ازواژهای شعرت انکشت نما ، من می نالم زعشفت ، شبها ای بانگ عاشقانه ی ، شبهای من ازعاشقان چه میدانی ، رسم دلبری ؟ توداری نگاه به دلی که هست ، خانه من ؟ گرگوشت آشنا است ، به نوای من قدم رنجه کن و ، بیا به خا...
چه شبهاي که بي فانوس ، ميرفتيم تهي وستانمان بود و ، پي نورمير
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:50
چه شبهای که بی فانوس ، میرفتیم تهی وستانمان بود و ، پی نورمیرفتیم همه یاران ستاره ، گشتن و رفتن رها کردن مرا مجره و، یاران رفتن طنین لحظه هامان پرُبود ، ازشور مستی نشانِ باغ زمُرد را ، گرفتند ورفتن گرفتن دستم ومیکشیدن ، گاه وبی گاه هنوزم آیینه میکشد ، انتظار رهناه سر هرکوچه حک شده ، نام یاران غلام ت...
جدايي شوخي نيست که من ، ازتوجداشم .... کنارم باشي و بي تو ، ره
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 4:50
جدایی شوخی نیست که من ، ازتوجداشم کنارم باشی و بی تو ، رها. شم محاله قلبم بی تو ، طاقت بیاره کنارم هستی و ، من بی وفا شم نشم دلتنگ تو ، امکان نداره نه نه نمی تونم ، بی تورها. شم بی تو شیشه ام کنارسنگ ، همیشه همیشه باشی و ، غلام ازتو جدا شه ؟ نکندم دل زتو ، دلدار توهستی منم ساقه? خاردار گل بی خار ، ت...
نغمه قالوابلا برگوش ، دلبرميزنم ... طاق ابرو برخانه ي ، دلبرميزن
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 9:09
نغمه قالوابلا برگوش ، دلبرمیزنم طاق ابرو برخانه ی ، دلبرمیزنم یک صلا هرشب مرا ، مست میکند باده انگورنیست ولی ، مست میکند خواب نیم. بیدارنیم ، اما چرا ؟ عاشق دیوانه را داغ و ، مست میکند درسکوت شب غلام ، داد دلبرمیزند نور امید سرازخانه ی ، دلبرمیزند ازکجاست اینxa0 نور ، مرا بیتاب کرد چشم سرنمیبیند. نو...
جدا زمن نيستي ، توهمه جا بامني ... نگاه به غيرنميکنم ، اي رازگفت
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 17:30
جدا زمن نیستی ، توهمه جا بامنی نگاه به غیرنمیکنم ، ای رازگفتنی نمانده غیرتوراه ، نشسته ام روبرو می طپد این سینه ام ، شیرین زبانم توبگو من بی قرار توآرام ، بی توقرارندارم بی خبری زمن تو ، باورکه من ندارم ؟ وای ازدمی که خورشید ، سحرطلوع میکند تونوری وسایه ها ، درمن غروب میکنند نجسته ام درجهان ، م
گفتم که زعشقت رخ ، پنهان کنم ...کس نخواند تورا و ، عشق پنهان کن
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 17:30
گفتم که زعشقت رخ ، پنهان کنم کس نخواند تورا و ، عشق پنهان کنم وعظ چوبه منبرشد ، ازعشق یار آنجا چگونه عشق ، پنهان کنم گلها که به اشک شب ، گفتن شبنم هرجا نام وحد یث توگفتند ، چکنم حافظ نه قلندربود و ، نه درویش عاشق شد وازتومیگفت و ، نه درویش درویش به کشکول وموی بلندش ، شدهویدا این عشق عرض وسماَ ،
خوش خبرخواهد آمد ، قاصدک .... مژده ديدار دلبرميدهد ، قاصدک
-
تاریخ: 1396/5/9 ساعت: 17:30
خوش خبرخواهد آمد ، قاصدک مژده دیدار دلبرمیدهد ، قاصدک دل که دل نیست ، شوق دیدارمیکشد طاقت ماندن ندارد ، اتظارش میکشد رنگ دیگرمیشود د نیا ، رنگ خدا بوی دلبرمیدهد ، کشتی ناخدا بازگرفت خواب ازچشمانم ، انتظار عشق ندارد راهی ، جز انتظار عطرگلهای بهار باخود بیار ، قاصدک با دف وسرُنا ، یار بیار قاصدک
هرشب به آسمان عاشقانه ، نظاره ميکنم .... به من قلم دهيد ، نامه ر
-
تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 16:16
هرشب به آسمان عاشقانه ، نظاره میکنم به من قلم دهید ، نامه را پُرستاره میکنم من ازوفای عشق ، دامنش را گرفتم درنگاهش نشاط ونغمه را ، ترانه میکنم آن نوای گرم لبان ، عاشقانه اش را مثنو و کتابِ و ، ترانه میکنم سرنهاده ام ، دراین سطور به این نشانِ xa0وفایش ، سجده میکنم مکر. نمی کندعاشق ، همه آگهید دردیا
سلام سلام
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 22:14
[unable to retrieve full-text content]سلام دوستان عزيزم چندوقتي را به تعميرات دنيوي بودم از اين غبيبت پوزش ميخواهم
مي نهم پا ، به معبدعشق ....روي هرديوارش ، آيه هاي عشق
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 22:14
می نهم پا ، به معبدعشق روی هردیوارش ، آیه های عشق یکی مرامی گوید ، به که دل دادی که زدیدارش ، مستی باعشق من به بوی اوزنده و ، دورازمکر اوشیرین ومن ، فرهادم xa0به عشق زیرمژگان نازکش ، میدیدم مستی ی چشمانش را ، به عشق آیه های سیاه را ، خط خطی کن غلام تاسایه نگسترد روی ، آیه های عشق می کنم نفس رها ، در...
غم درون ديدام را ، قطره قطره آب کن .... سايه سرک ميکشد ، توافت
-
تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 22:14
غم درون دیدام را ، قطره قطره آب کن سایه سرک میکشد ، توافتاب کن شراربه جانم انداخت ایی ، اما ! بیا وشب مرا ، تومهتاب کن بی تومستی یم ، عذاب میشود توجام مرا ، پرازشراب کن نگاتومرا ، به اوج میبرد توآسمان مرا پراز ، شهاب کن بیاکه خوش می آیی ، ازسرزمین عطرها بیا وآسمان شهرمرا ، پرازشهاب کن بیا که بس
براي من اي مهربان ، چراغي بياور ... که چراغ خوشبختي ، توباشي
-
تاریخ: 1396/4/8 ساعت: 17:37
برای من ای مهربان ، چراغی بیاور که چراغ خوشبختی ، توباشی من ازدریچه شب ، به تو دلبستم تودرانتهای شب ، چراغ من باشی وحشت ازگمشدگی ، خود دارم برآسمان مه آلود ، تویارم باشی همچون نگاه گیاه هانِ ، ته دریا آن روزنه ی نورم ، توباشی جرئت میکنم عشق را ، درآئینه بنگرم وقتی حس سبز ، چشمانم xa0باشی افسون م
کارمن جزحسرت توهيچ نبود ... يارمن بيگانه هم ، با من نبود
-
تاریخ: 1396/3/30 ساعت: 23:15
xa0 کارمن جزحسرت توهیچ نبود یارمن بیگانه هم ، با من نبود xa0 بی گنه برپای دل ، بند زدند محنت زندان را دردل زدند xa0 می دوید درنهان ، درکوچه شب چشم من مثل راز ، درنیمه شب xa0 می نهم گوش او ، در رهروی بشنوم شاید ، آواز گمگشته را xa0 گاه از انده آشفته ام بی سبب دلگیرم ، آخرچرا؟ xa0 بی سبب این راز را ، ...
بازکن بند ، ازسرگيسوي کمند و ... رهاکن که دلم ، به اوبند است ب
-
تاریخ: 1396/3/27 ساعت: 19:17
xa0 بازکن بند ، ازسرگیسوی کمند و رهاکن که دلم ، به اوبند است بند xa0 ازسرآن جامه برون آر ،xa0 که ببویم چوگل تا بنوشم ، شهد شیرین لبهای تورا xa0 تابه کی درد. عطش ، xa0بس کن همه شب به سرآرم ، xa0یاد تورا xa0 تومرا مبرزیاد ، که خوب دانی که من ازدل نکنم ، بنیاد تورا xa0 باده ای زده ام ، ازجام لبت که زیا...
اي دل سرکش مگردرماندايي .... اين چنين شرربه جان انداخته ايي
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:31
ای دل سرکش مگردرمانداییxa0xa0xa0این چنین شرربه جان انداخته اییxa0 آتشی دربرق چشمت ، افروخته بازxa0کاین چنین دریا ، به خون xa0آشفته ای موج غمxa0 در تو غوغا می کندبی وفایی هایت ، بریار جفا می کند همچو توفان دریا xa0، غوغا می کندانتظاری نیست اگر ، زورق xa0بشکند این چنین است که دل ،غوغا می کندبی وفایی ه...
من ازآدمها ، حرف ها شنيدم .... که بايد روي پاي ، تو بيفتم
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:31
xa0 من ازآدمها ، حرف ها شنیدم xa0 که باید روی پای ، تو بیفتم xa0 خودت دیدی که حرفی نگفتم من ازحالم به غیرازتو نگفتم xa0 میشن ورنگا رنگ آدم ، یه جوری همیشه تو همونی وهمونی xa0 همه رفتن ومیراند ، زندگی کن تو که باهمه ماندی می مونی xa0 همیشه میکنم عاشقت را اقرار همین عشق شود تگراروتگرار xa0 من هرجا کُم...
من ازآدمها ، حرف ها شنيدم که روي پاي ، تو بايد بيفتم ... خ
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:31
xa0 من ازآدمها ، حرف ها شنیدم xa0 که روی پای ، تو باید بیفتم xa0 خودت دیدی حدیثی ، من نگفتم من ازحالم به کس ، غیرازتو نگفتم xa0 چه رنگا رنگ آدمها ، یه جوری همیشه تو ، همونی و، همونی xa0 همه رفتن ومیراند ، یه روزی تو که باهمه ماندی ، می مونی xa0 همیشه میکنم عاشقت را ، اقرار همین عشق شود ، تگراروتگرار...
بيا اي بهتر از جان مگراز ما ، بهتري ديدي ...... زما رخ تابيدي و
-
تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 20:31
بیا ای بهتر از جان مگراز ما ، بهتری دیدیزما رخ تابیدی و به چشمت ، دیگری دیدی؟ به چشمم چومی بینی گرانی های دردم رابه گل شبنمی بنشست به قطره ، گوهری دیدی به فریادم برس جانا ، درآغوش تو دارم جانxa0xa0گمانم اختری دیدی ، درآسمان سحرگاهان مگرافسون شدی جانا ، ز افسون ها ، می دانی؟نکردی حال ما راخوش توافسون...