خرید بک لینک


ای دل سرکش مگردرماندایی
این چنین شرربه جان انداخته ایی


آتشی دربرق چشمت ، افروخته باز
کاین چنین دریا ، به خون آشفته ای


موج غم در تو غوغا می کند
بی وفایی هایت ، بریار جفا می کند


همچو توفان دریا ، غوغا می کند
انتظاری نیست اگر ، زورق بشکند


این چنین است که دل ،غوغا می کند
بی وفایی ها را ، رسوا کند


بی وفا یاری داشت اندرون ، حال ما
عطرگل بود ودلکش ، با حال ما


می کشید ما رابه گلشن شاد شاد
حکمتش درخار و ، گل خلید در دست ما


می برد عطرگل را ، به یغما غلام
او نسیم سحر و گل نشست ، برتن ما

غ..ر..آ

برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:31

صفحه بندی