خرید بک لینک

 


ديدم درآئينه و ، آه چه اندوهي


دلم گرفت و رفت ، هرسويي


 


فکراين بود که داشتيم پرو بال


پربستم و آئينه گرفت ، زماحال


 


عمري بسرکرده بودم ، افسوس


بالا نپريدم و زدلدار ، چه احوال


 


برفي شده بود سرم ، آئينه گفت


دستي بسرت بکش ، گذاشت سال


 


کشتم درون کودکي هايم ، هرسوي


مات ماندم درآئينه و ، موکشته سفيد


 


گذرعمربه جوي ديدم و ، باريک غلام


نه بترسيم نه بلرزيم ازاين بام ، سفيد


 


کودکي گفت که در ده ، بالا ده ما


ميدهد پند همه را آنکه موکرد سفيد


 


غ..ر..آ


 


 

برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: شنبه 30 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:47

صفحه بندی