وقت رفتن آن نگاهت ،
آتش افکند به جان وسوخت دلم ...
آه پرستوی دلم بالش شکست و ،
شررافتاد به جان وسوخت دلم ...
شمع دل را آتش افکندی و،
آرامشم برهم زدی ...
تاکه دل آگه به بوی توگشت ،
عاقبت مجنونم کردی و سوخت دلم ...
غ..ر..آ
برچسب:
نویسنده: آراد کوشکی