خرید بک لینک

افسرده و زارنمیروم ،

ازشهرشما

شورید دلی مانده ،

پیش شما

مکن دل زنده بگور ،

مگر درشهرشما رسم است

آمدم وصل کنم دل ،

درشهرما. یاد وصل رسم است

گرچه میرقصد اشک ،

نگیززمن چشمه ی عشق است

شایدآن غنچه ی شاد که بدست آمد ،

هنرافسونگری عشق است

نرسد به لبم یا که لبم بازنشود ،

شعله ی آه لبم ازعشق است

میروم نه بدین سان که دورت سازم ،

بادلی شادغلام میرود از حرمت

چندخنده پلمپ کردم پنچره فولاد ،

بازهم دلم گره خورد پنچره فولاد. حرمت

غ..ر..آ

برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 5:38

صفحه بندی