خرید بک لینک


 


کنارم نيستي و ، اما


هنوزخاطراتت هست


به رويم چشم ميبندي ،


هنوز برق نگاهت هست


 


هنوزم درد ميگيره ،


ازاين دلتنگي قلبم


چه کارکردي با دل ،


که رفتي و دق کردم


 


واسم سخت ونفس گيره ،


چرا برنميگردي


شبيه ابرو بارانم ،


نميداني چه کارکردي


 


منم يک کوهي ازقُصه ،


کسي ازاو نمپرسه


ميشم دلتنگ ومات ،


مثل باران رو شيشه


 


خودت نيستي اينجا و ،


نگاهت جا مانده


توگفتي منتظرباشم ،


مثل کوه يک سخره


 


چه کارکردي اي عشق ،


غلام گِشته وابسته


ميان خاطراتش ذلف ،


به ذلف اوبسته


غ..ر..آ 


برچسب: نویسنده: آراد کوشکی تاريخ: شنبه 7 اسفند 1395 ساعت: 23:52

صفحه بندی