مي گفت : کسي هرشب ... صبحدم ميرود ، ستاره ... دل مي گفت : نگهدار

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب


مي گفت : کسي هرشب


صبحدم ميرود ، ستاره


دل مي گفت : نگهدارش


من خوي تورادارم ، ستاره


 


توبي خبرازفريب فردااي


ميريخت به چشمانم غبارجدايي


حس نمي کرد دگرتنم ، دستهايت


نفسم رهانمي گردد به تنهايي


 


مي شکفت عشق ومي گفتم


دلداده توراچه شد که تنهايي


دل مي کفت : برو به دنبالش


غلام مي گفت : خدا ، نگهدارش


 


غروب سايه ، مي گسترد به نيمروز


ميرسد باز آيه هاي شب ، ازپس روز


مي دويد نفس درگيسوان غزلهاي تو


ميخواند آيه هايي ، ازعزلهاي تو


 


غ..ر..آ


نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : شنبه 7 اسفند 1395 ساعت: 23:52

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :