رنک الکسا شما بروز شد : 0 تنک غروب که نارنج ميشه آس

تنک غروب که نارنج ميشه آس

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

     بنازم دلربااي که ، شراب ازدست ساقي خورددراين ميخانه بنشستند و ،  با اين واژهامستند مکن شوريده حالم را ، که هرمستي ، مستي نيست                    زمين است که ميچرخد ، ويا من مست ومدهوشم 
    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 23:16
    برچسب‌ها :
    باچشم دل انگيز توهر ، پيمان که بستمفريادزدم ، پيمانه ي ، پيمان شکستم ديوانه گسستم ، غم ، ازدل شيداکم فتنه گري کن ، که پيمانه شکستم جزخواهش بي جا وهوس ، ازتوچه ديدم ؟اين چشم دلم را به چشمان هوسبازتوبستم آن فته گري وهوسم ، سربُريدمدرگورنهادم ، به عزايش ، نگريستم مي. خورد و غلام و ،
    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 3 فروردين 1396 ساعت: 23:16
    برچسب‌ها :

    رفيقانم چوقويي ، سبک بال رفتن


    به دشت شقايق ، زدند و  رفتن


     


    چوخورشيد دورازساحل


    همي سرمست وخوشحال ، رفتن


     


    مرا برسينه ي موج ، به ساحل


    رهاکردند و ، پاورچين رفتن


     


    چوفرياد زدم  در ره باد


    ولي سرمست رقصان رفتن


     


    مگربا ما سرياري نداشتيد ؟


    غلام خسته را ، تنها گذاشتيد


     


     


    غ..ر..آ

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 10:43
    برچسب‌ها :
    گاه گاهي احساس دلم ازخط بيرون ميزنددست رد برساقي وساغروپيمان ميزند اين چه تعبيراست که از عشق ميکندهم خمار و ، بردل آتش ميزند يک گوير ويک درخت ويک سراباين دل محزون ، رد  شادي ميزند ميکشد خود را قلم بردفتر خاطرم غم هم. لب برساغر و مي ، نميزند ميتازدغم به کمانم پاره افسارش شدسي
    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : يکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 22:06
    برچسب‌ها :
    دست گرمش راهنوزحس ميکنممهرباني نگاهش را حس ميکنم مينشينم چون طفلي هنوزتاصداي مهربانت گوش کنم مينشينم گوشه ي درسکوتتا نسيم چادرش ، را بوکنم ازنگاهش مي تراويد عشقگفتنش زيرپايت هست بهشت روزمادر روز معراج رفتن روز عطر کوثر را ، بويدن مينشيند چون طفلي ، غلامبوي ماه گل مادرم حس کن
    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 اسفند 1395 ساعت: 6:53
    برچسب‌ها :
      توستاره توماه توکجاي کجا ميکشم نقش تورا ، مه گلرخ بيا    بشکني گرشبي غرُق خانه دل    قدغن ميکنم که ، نيايد سحر  شبي هرگزدل من بي توبه رويا نرود   بي توهرگز به باغي ، به تماشا نرود      عکس ماه ، تورا نقش
    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 20:41
    برچسب‌ها :
    درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنمآه سرآغازتوو ، ته نامه فراموش کنم ؟ آه درآن نامه که از ، غم يار گفتم :ساغر چشم تورا ، کي فراموش کنم شوروشيني به دلم گفت بساز ، قافيه ايي عشق را تاابدوالدهر ، محالهِ فراموش کنم 
    نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 6:33
    برچسب‌ها :
     نگاهت غمزه ميريزد ، لبت  آوازميخواندخمارم ميکني هر دم ، تو با جادوي لبخندت  اثرکرد است در روحم ، سلام طاق ابرويت دلم هرسوي ميگردد ، برايت صد غزل دارد  هوايي گشتم ازعشقت ، توپنهان ميکني خود راتوميماني پس پرده ، و من را ميکني حاشا  خيالي نيستي اي يار ، به ذلفت بسته ام گيسوو با عطر نفسهايت ، سفيدش کرده ام اين مو همي فکرتورا دارم  ، زتنهايي اسير غممثال مردن قويي ، غلام هم هست با اين غم غ..ر..آ 
    نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 0:33
    برچسب‌ها :
    گفتم که مرا برسرکوي تو چه حاصل دستم  نرسد برسر گيسو چه حاصل  دشت دل من خالي ازآن گل رهنا استتا دل نکند صيد غزالان ، چه حاصل عطرتن او ، مستئ دفتر شعرمآغوش من وسردي آن دل ، چه حاصل مهمان بکني گر به سراي ، دلت اي ياريک لحضه نبينم رخ رهنا ، چه حاصل آشفت وخست شدم  از ، درياي بي موجدرياي بي تو و ، زورق چه حاصل در تاريکي ، شبهاي خيالم ، توستاره !مهتاب که پنهان شد ، پس اَبرها چه حاصل رقصد غلام در دل سحرا زعشقتطاوس چوخرامان نيايد چه حاصل يارب برسان يوسف وفرهاد ، دل مايوسف بيايد و نباشيم ، چه حاصل غ..ر..آ
    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 0:33
    برچسب‌ها :
     چشم در آئنه وشانه ميکشيد ، ذلف رها عطرتن ش درهم ريخت ، نسيم صبا  به بوسه مي کشم لب و ، بيم زطعنه امبه افسون عشق  بندم ، زبان ياوه را به شوق بوسه هاي تو پرميکشد دلبه غيرازتوندار کس ، عطروفا را به نازنگاهي. به هشوه خواندي ، عشقبه صد کرشمه کشاندي ، به دام  اي عشق چهره برمتاب عشق ، توشعاع ي گلشني که چشم دل گفت ، تومعجزاي خداي مني مرو.که تاب رفتن تو ، ندارد. غلامتوحقيقتي وهم ، وصال دلمي  غ..ر..آ  
    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 20 اسفند 1395 ساعت: 0:33
    برچسب‌ها :
    صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :