رنک الکسا شما بروز شد : 0 تنک غروب که نارنج ميشه آس

تنک غروب که نارنج ميشه آس

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها

      کارمن جزحسرت توهیچ نبود یارمن بیگانه هم ، با من نبود   بی گنه برپای دل ، بند زدند محنت زندان را دردل زدند   می دوید درنهان ، درکوچه شب چشم من مثل راز ، درنیمه شب   می نهم گوش او ، در رهروی بشنوم شاید ، آواز گمگشته را   گاه از انده آشفته ام بی سبب دلگیرم ، آخرچرا؟   بی سبب این راز را ، کتمان نکن گن
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 23:15
    برچسب‌ها :
      بازکن بند ، ازسرگیسوی کمند و رهاکن که دلم ، به اوبند است بند   ازسرآن جامه برون آر ،  که ببویم چوگل تا بنوشم ، شهد شیرین لبهای تورا   تابه کی درد. عطش ،  بس کن همه شب به سرآرم ،  یاد تورا   تومرا مبرزیاد ، که خوب دانی که من ازدل نکنم ، بنیاد تورا   باده ای زده ام ، ازجام لبت که زیاد نمیبرم مستیء ،
    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 19:17
    برچسب‌ها :
    ای دل سرکش مگردرماندایی   این چنین شرربه جان انداخته ایی  آتشی دربرق چشمت ، افروخته باز کاین چنین دریا ، به خون  آشفته ای موج غم  در تو غوغا می کندبی وفایی هایت ، بریار جفا می کند همچو توفان دریا  ، غوغا می کندانتظاری نیست اگر ، زورق  بشکند این چنین است که دل ،غوغا می کندبی وفایی ها را ، رسوا کند  
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:31
    برچسب‌ها :
      من ازآدمها ، حرف ها شنیدم   که باید روی پای ، تو بیفتم   خودت دیدی که حرفی نگفتم من ازحالم به غیرازتو نگفتم   میشن ورنگا رنگ آدم ، یه جوری همیشه تو همونی وهمونی   همه رفتن ومیراند ، زندگی کن تو که باهمه ماندی می مونی   همیشه میکنم عاشقت را اقرار همین عشق شود تگراروتگرار   من هرجا کُم میشم توپیدا م
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:31
    برچسب‌ها :
      من ازآدمها ، حرف ها شنیدم   که روی پای ، تو باید بیفتم   خودت دیدی حدیثی ، من نگفتم من ازحالم به کس ، غیرازتو نگفتم   چه رنگا رنگ آدمها ، یه جوری همیشه تو ، همونی و، همونی   همه رفتن ومیراند ، یه روزی تو که باهمه ماندی ، می مونی   همیشه میکنم عاشقت را ، اقرار همین عشق شود ، تگراروتگرار   من هرجا ک
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:31
    برچسب‌ها :
    بیا ای بهتر از جان مگراز ما ، بهتری دیدیزما رخ تابیدی و به چشمت ، دیگری دیدی؟ به چشمم چومی بینی گرانی های دردم رابه گل شبنمی بنشست به قطره ، گوهری دیدی به فریادم برس جانا ، درآغوش تو دارم جان  گمانم اختری دیدی ، درآسمان سحرگاهان مگرافسون شدی جانا ، ز افسون ها ، می دانی؟نکردی حال ما راخوش توافسونگر ،
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:31
    برچسب‌ها :
    چهرات برگ گل ونازترازگل ، توایرازصدغنجه ی نشکفته ی گل ، بازتوای شادکن دل ما چنگی بزن ، برسازدلمنغمه پردازدراین پرده ساز ، توای ازتو وصحبت توآنچنان مست شومقصه ی عشق جانسوزم ، توای نکشم دست ازدامن او ، ای فلکهمه روح و راز و نیازم ، توای   شمع افروزمنی غروب ، چوخورشید مکناَتشه بوسه و ، نغمه ی ، تن ناز
    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 13:26
    برچسب‌ها :

    درسینه دل دیوانه ، کس دارد

    ازپیشم مروهزار ، هوس دارد

    شایدکه مرا به خلوت ، بیگانه کشد

    ناپاک شوم و دل ، به بیراه رود

    بازمست شراب ، بوسه هایت کن

    سرخوش به کلام ، لبانت کن

    چشمان توهزار ، رمز و راز دارد

    پیمانه مگیرساقی ، که دل سازدارد

    برپرتوی مهتاب ، بسازدعشق ساز

    برچتر سعادت ببارد ، باران ناز

    چون کنارغلام بودی ، تبه نگشتم

    نرفتم ازدست و ، غرق گنه نگشتم

    غ..ر..آ

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 17:36
    برچسب‌ها :

    دل ساده من جفا را ، باورنمی کند

    بی مهری وحسرت را ، باورنمی کند

    آنچنان دل بسته است ، به مهر تو

    که بازهوای دلبر ، دیگرنمی کند

    باورم هست تورا ، خلاق ذهنم نیستی

    بی توعشق را ، چگونه باور کند ؟

    مستی بوسهای بهار ، تلخی زما زدود

    این سیه بختی است که تورا ، باورنمی کنند

    نازشصت که مست ، جامت گشته ام

    عطش هوس را ، لبانم باورنمی کند

    خفته است مهرتو در ، سینه ی غلام

    قصه ی بی عشق را ، باورنمی کند

    غ..ر..آ

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 17:36
    برچسب‌ها :
    هوای گریه دارم ، من ازقفس گریختم کجاروم بجزتو ، که گلشنی ندارم چودیده برگشودم ، به راه رفته ام باز کسی نبست به رویم ، بجزخودم در ، باز چودل به اوبستم ، رها بر ، موج و تخته من هرچه ازاو دور ، نزدیک به سینه ام بود کی ترکنم گلو را ، ای آشنا به یادت لعل لبت باده چشم توچون ، سبو بود بگوبه پاسخی که ،
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 17:36
    برچسب‌ها :
    صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :