تنک غروب که نارنج ميشه آس

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

شبها کناربرگه و ،

یک آسمان سینه ریز

چشمای من به برگه و ،

یک آسمان ستاره ریز

آن برگه بود وآئینه ،

دستم قلم را میکشید

انگارچشانم ،

شعروغزل را درتو دید

چشم ودلم حس کرد تورا ،

درآسمان کبود

سکوت شب شد مثنوی ،

نقش تورا دردل کشید

از زندگی پُرمیشوم ،

حس میکنم هردم تورا

ازبد به دورشدغلام ،

وقتی غزلهای تودید

جزبا تونیست همسفر ،

حس تودرهرسفر

زیبا توای رعنا توای و ،

باورم  درهرسفر

غ..ر..آ

...
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : پنجشنبه 3 خرداد 1397 ساعت: 14:53
توکجاي زپي ات ، ره صحرا گرفتمهمه جا رد پايت ، زگل رعنا گرفتم يک...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 10 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 11:18
 زارشد چشمم ، ازنيا مدن تومي دود به ره ، به شوق ديدن تو رشک ميبر...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 11:18

درشب تاریک وسکوت ،

پیدایت کردم

درآسمان ملول دلم ،

صدایت کردم

میان دستم نگاه آبی ماه بود و ،

یک جرعه امید

دلم زنا امیدی ،

بر نجهید

تمام شب میان سینه ی من ،

ستاره درخشید در دیده من

بیادعشق ،

سروسامان گرفتم

 امان از دیده و ،

این دل من

هرآنچه دیده دید ،

یاد تومی کرد

هوس دورازغلام و ،

یاد تومی کرد

غ..ر..آ 

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 8 شهريور 1396 ساعت: 17:46
سبزی ساقه که روح مرا ، نوازش میکرد درد دل باسنگ میکردم و ، اوگوش میکرد مرده بودم همچوبرگهای ، خزان آن شراب روی او ، مدهوشم کرد میدمید دَم. به مردابِ ، رکهای تنم ازباده اومست و ، تن نوش کرد آن دّره بنفشی که ، حصارم کردبود در دَم بلبل دَمید وازخواب ، بیدارم کرد رنگ می باخت ومیکریخت ، سایه ها ازنورطلائ ، ماهی? مُرداب ، بازی میکرد گوش کن غلام. چون سنگ ، نشنید نگیر ازباده خوش و اورا ، نادیده نگیر غ..ر..آ ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 12:48
صدای انفجار وموج و ، ناله های من مانده یادکاربه رسم ، دلبری های من حرفهای توغزل وترانه های ، من ازواژهای شعرت انکشت نما ، من می نالم زعشفت ، شبها ای بانگ عاشقانه ی ، شبهای من ازعاشقان چه میدانی ، رسم دلبری ؟ توداری نگاه به دلی که هست ، خانه من ؟ گرگوشت آشنا است ، به نوای من قدم رنجه کن و ، بیا به خا نه ی من تو ننگربه پیری ، به عشق زنده ام در این خزان توی ، جوانه ی من به چهره گرکشیده شده خط پبری ، ببین ؟ بررخم . زده انده ، تازیانه ی عشق نه دورازخانه ودروطنم ، همای عشق بیا که سینه ی غلام شده ، آشیانه ی عشق گرکه یا آورندعهد مردان ، زمانه ی ما ! به هرزبان به میان آورند ، سخن ازعشق غ..ر.....ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:50
چه شبهای که بی فانوس ، میرفتیم تهی وستانمان بود و ، پی نورمیرفتیم همه یاران ستاره ، گشتن و رفتن رها کردن مرا مجره و، یاران رفتن طنین لحظه هامان پرُبود ، ازشور مستی نشانِ باغ زمُرد را ، گرفتند ورفتن گرفتن دستم ومیکشیدن ، گاه وبی گاه هنوزم آیینه میکشد ، انتظار رهناه سر هرکوچه حک شده ، نام یاران غلام تنها و بی چتر ، زیر باران چراغ بسترخاک بیابان ، خاموش شهیدان ره نشاند ، دراین عزم مه آلود غ..ر..آ ...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:50

جدایی شوخی نیست که من ،

ازتوجداشم

کنارم باشی و بی تو ،

رها. شم

محاله قلبم بی تو ،

طاقت بیاره

کنارم هستی و ،

من بی وفا شم

نشم دلتنگ تو ،

امکان نداره

نه نه نمی تونم ،

بی تورها. شم

بی تو شیشه ام کنارسنگ ،

همیشه

همیشه باشی و ،

غلام ازتو جدا شه ؟

نکندم دل زتو ،

دلدار توهستی

منم ساقه? خاردار گل بی خار ،

توهستی

غ..ر..آ

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 4:50

نغمه قالوابلا برگوش ، دلبرمیزنم

طاق ابرو برخانه ی ، دلبرمیزنم

یک صلا هرشب مرا ، مست میکند

باده انگورنیست ولی ، مست میکند

خواب نیم. بیدارنیم ، اما چرا ؟

عاشق دیوانه را داغ و ، مست میکند

درسکوت شب غلام ، داد دلبرمیزند

نور امید سرازخانه ی ، دلبرمیزند

ازکجاست این  نور ، مرا بیتاب کرد

چشم سرنمیبیند. نور ، مرا بیتاب کرد

غ..ر..آ

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 9:09
جدا زمن نیستی ، توهمه جا بامنی نگاه به غیرنمیکنم ، ای رازگفتنی نمانده غیرتوراه ، نشسته ام روبرو می طپد این سینه ام ، شیرین زبانم توبگو من بی قرار توآرام ، بی توقرارندارم بی خبری زمن تو ، باورکه من ندارم ؟ وای ازدمی که خورشید ، سحرطلوع میکند تونوری وسایه ها ، درمن غروب میکنند نجسته ام درجهان ، م...ادامه مطلب
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 17:30

close
تبلیغات در اینترنت