به بام ايستاد ام شايد از دور ببينم ... افق ازشرق و ، از قبله نور

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب


 


به بام ايستاد ام شايد از دور ببينم 


افق ازشرق و ، از قبله نورت ببينم


 


پياده يا سواره لشکري است يوسف ما


يقين دارم تماشا مي کند ؛ ليلي يوسف ما


 


هميشه ماه پنهان نيست پشت ابرها     


هويدا ميشود روزي ؛ عشق زهرا (س)


 


غلام پير وجهان تشنه ي ؛ ديدارجانان


بياجانا که آماده است ؛ تخت سليمان


 


چراغان ميشود گوچه وباغها و ايوان


زمستانم بهار و ؛ بهارم رنگ الوان


 


غ..ر..آ

...
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 19:12