تنک غروب که نارنج ميشه آس

متن مرتبط با «ساقه» در سایت تنک غروب که نارنج ميشه آس نوشته شده است

سبزي ساقه که روح مرا ، نوازش ميکرد .. درد دل باسنگ ميکردم و ،

  • نیلوبلاگ

    سبزی ساقه که روح مرا ، نوازش میکرد درد دل باسنگ میکردم و ، اوگوش میکرد مرده بودم همچوبرگهای ، خزان آن شراب روی او ، مدهوشم کرد میدمید دَم. به مردابِ ، رکهای تنم ازباده اومست و ، تن نوش کرد آن دّره بنفشی که ، حصارم کردبود در دَم بلبل دَمید وازخواب ، بیدارم کرد رنگ می باخت ومیکریخت ، سایه ها ازنورطلائ ، ماهی? مُرداب ، بازی میکرد گوش کن غلام. چون سنگ ، نشنید نگیر ازباده خوش و اورا ، نادیده نگیر غ..ر..آ ...

    ادامه مطلب
  • ميد مد بوي بهار ، ازجوانه ها ... مي لغزد يخ ازتن ، ساقه ها

  • نیلوبلاگ

    ميد مد بوي بهار ، ازجوانه هامي لغزد يخ ازتن ، ساقه ها اين غزل آفرينان ، نشانم ميدهندبرسر شاخه ها ، نگين سبزشان سبزي جوانه ها و، صفاي باغنغمه ي بلبلان را ، هست نشان سکوت شگست وباغ ، غرق غزلخروش صبحدم ونغمه و ، عطرگل چکيد بر لب باغبان ، نواي غزلسرود. ازشوق ، ترانه وغزل خروش اهل ادب وبزم شاعرانه شدخداي راشکرکه وجد وحال ، عاشقانه شد بي خبرزخويش و، راه نشانم داديبنازم چشم را چراغ ، دستم دادي حديث مهرخواندي ، درغزل هايتغلام هم ميشود ، مست غزل هايت غ..ر..آ...

    ادامه مطلب