درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنم ..... آه سرآغازتوو ، ته نامه

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    برچسب ها


    درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنم


    آه سرآغازتوو ، ته نامه فراموش کنم ؟


     


    آه درآن نامه که از ، غم يار گفتم :


    ساغر چشم تورا ، کي فراموش کنم


     


    شوروشيني به دلم گفت بساز ، قافيه ايي 


    عشق را تاابدوالدهر ، محالهِ فراموش کنم


     


    هر ورق ، گشت سياه مشق خاطرها


    خاطرات شب هجران ، فراموش نکنم


     


    لحظه هاراهمه با جوشوخروشم ، بنگر


    ندمي ، دم به روح وتن من. چه کنم


     


    ساقيا ساغرمي را بدستم ، برسان


    قهوه تلخ قجرهم که دهي نوش کنم


     


    توهماني که از روزعزل ، ميخواني


    چوغلام غلامان ، غزلت گوش کنم


     


    غ..ر..آ 


  • مطالب مرتبط
  • صداي انفجار وموج و ، ناله هاي من ..... مانده يادکاربه رسم ، دلبر
  • جدا زمن نيستي ، توهمه جا بامني ... نگاه به غيرنميکنم ، اي رازگفت
  • گفتم که زعشقت رخ ، پنهان کنم ...کس نخواند تورا و ، عشق پنهان کن
  • هرشب به آسمان عاشقانه ، نظاره ميکنم .... به من قلم دهيد ، نامه ر
  • بيا اي بهتر از جان مگراز ما ، بهتري ديدي ...... زما رخ تابيدي و
  • چهرات برگ گل ونازترازگل ، تواي .....رازصدغنجه ي نشکفته ي گل ، با
  • نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 6:33
    برچسب‌ها :

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :