درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنم ..... آه سرآغازتوو ، ته نامه | بلاگ

درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنم ..... آه سرآغازتوو ، ته نامه

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب


درکدام قصه ته قصه تورا ، فراموش کنم


آه سرآغازتوو ، ته نامه فراموش کنم ؟


 


آه درآن نامه که از ، غم يار گفتم :


ساغر چشم تورا ، کي فراموش کنم


 


شوروشيني به دلم گفت بساز ، قافيه ايي 


عشق را تاابدوالدهر ، محالهِ فراموش کنم


 


هر ورق ، گشت سياه مشق خاطرها


خاطرات شب هجران ، فراموش نکنم


 


لحظه هاراهمه با جوشوخروشم ، بنگر


ندمي ، دم به روح وتن من. چه کنم


 


ساقيا ساغرمي را بدستم ، برسان


قهوه تلخ قجرهم که دهي نوش کنم


 


توهماني که از روزعزل ، ميخواني


چوغلام غلامان ، غزلت گوش کنم


 


غ..ر..آ 


...
نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 6:33