زره زره رفت دلم ، دامن کشان ..... مي کند او مرا ، انگشت نشان

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب


زره زره رفت دلم ، دامن کشان


مي کند او مرا ، انگشت نشان


 


گرنميخواهي بماني بادلم


مانده داغ دوريش ، رو دلم


 


واي ازدل که با دست خودم


رد پايش راچرا نابود کنم


 


عشق که جايش ماند کنج دلم


اوشده يوسف و، ماندعشقش دردلم


 


داره ميباره باران روي گونه هام


ازتوفرياد دارد ، اين مجنون دلم


 


لحظ اي پيچيد صدا درگوشم گلم


کي بيايدعطرياس با نسترن گنج دلم


 


زره زره ميرود دل دامن کشان


اين غلام رسوا شدو ، انگشت نشان


غ..ر..آ


نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 19:12

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :